هامفري (مستر همفر)
64
مزدوران انگليس، خاطرات همفر جاسوس انگليس در كشورهاى اسلامى (فارسى)
من همين سؤالات را از استادم شيخ احمد افندى پرسيده بودم و جوابهاى او به آن پرسشها با پاسخ بدل چندان تفاوتى نداشت . بعد از اين گفت و گو من به دبيركلّ گفتم : فايدهء اين نمايش چيست ؟ او گفت : ما مىدانيم كه سلاطين و علماى شيعه و سنّى چگونه مىانديشند و براى برخورد با ايشان در جريانات سياسى و دينى راه حلّهاى مناسبى پيدا مىكنيم و آنها را به كار مىبنديم . مثلًا هنگامى كه بدانى كه دشمنت از جانب مشرق خواهد آمد لشكر خود را در همان طرف براى جلوگيرى از او گُسيل مىدارى ؛ ولى اگر ندانى كه از كدام سو خواهد آمد لشكر خود را در تمام جهاتى كه احتمال مىدهى از يكى از آنها حمله خواهد كرد بطور پراكنده آماده مىسازى همان گونه هر گاه بدانى كه چگونه يك فرد مسلمان براى مذهب و دين خود استدلال مىكند آنگاه براى سركوب كردن او قادر خواهى بود كه جوابهاى دندان شكن آماده كنى ، آنگاه پاسخهاى تو براى درهم شكستن عقايد مسلمانان كافى خواهد بود . سپس دبيركلّ كتاب قطور هزار صفحهاى را به من داد كه در آن نتايج مناظرات و نقشههايى كه در ميان اين پنج نفر اصلى و پنج نفر بدلى در امور لشكرى ، مالى ، فرهنگى و دينى ردّ و بدل شده بود ، وجود داشت . من كتاب را با خود به خانه بردم و از اوّل تا آخر آن را در سه هفته يعنى در مدّتى كه دبيركلّ به من مرخصى داده بود مطالعه كردم ، وى دستور داد كه بعد از مطالعه كتاب را پس بدهم ، هنگامى كه كتاب را مطالعه مىكردم از ردّ و ايرادها و دقّت مناظرات سخت به شگفت آمده بودم ، گويا كه همهء آنها واقعى بود و تا آنجا كه من اطّلاع داشتم بيش از هفتاد درصد با اصل پاسخها مطابق بود ، اگرچه دبيركلّ قبلًا به من گفته بود كه اين پاسخهاى درست نمايشى